![]() |
![]() |
|
| محبت همه چیز را شکست می دهد و خود شکست نمی خورد . |
|
ددوربودونزدیک ومن دوری را خنط زدم وبوا نامید ب عاشقانه دیداری ادامه دادم ک هیچوقت نیامد ومن ماندم وتصویر رویایم باو خاطره هایم بااو ک ب تاریخ پیوست ومن ماودم ونوشتهایم یادش بخیر...نگاهی معصومانه ب دوری ها ک شاید نزدیک شوند ولی حالا ن مهری ن معصومیتی ن نزدیکی...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت 18:42 توسط nazi |
|
|
تولدت مبارک
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم شهریور 1390ساعت 11:25 توسط nazi |
|
|
دانشکاه قبول شدم وووااااااااااااااااااااااااااااااااااای
فدای دانشگاه ازاد ک حداقل ما تنبلارو از زندگی ناامید نمیکنه
راستی دوستای گلم ۱۸م تولده یکیه که من هیچوقت فراموشش نمیکنم اگه من نشد بیام شماها جای من بش تبریک بگین دوس داشتم خودم بش زنگ بزنم بگم ولی.... تتتتتتتتتتتتتتتتتتتولدت مبارک امیدوارم همیشه شادباشی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 15:28 توسط nazi |
|
|
کاش میفهمیدی که شبی قلب مراباران برد
کاش میفهمیدی که توباران بودی کاش میدانستی که سکوتت تلخ است اه این دیوار است وتویک قاب به این دیواری.. ان شب ارام تورا میدیدم که مرا میبردی به کجا کاش نمیدانستم روح قلب و نفسم مال توبود تومرامیبردی ب سکوت ساحل وتوساحل بودی ان شب از عشق برایت گفتم ازهمان پل که میان منو توست وتوعابر بودیو گذشتی از من وگذشتم از پل هیچ یادت هست؟ ان شب از درد برایت گفتم.. ازهمان دردشکستن درهیچ که شکستی درمن وشکستم در خویش...
******************** یک نفر یک جایی... تمام رویاهایش لبخندتوست وزمانی که به تو فکر میکنه احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت روبخاطر داشته باش یک نفر... یک جایی... درحال فکرکردن به توست ********************** خسته ام میفهمید؟؟ خسته از امدن ورفتن واوارشدن خسته از منحنی بودن درعشق خسته ازحس غریبانه این تنهایی بخداخسته ام ازین همه تکرارسکوت بخداخسته ام ازین همه لبخند دروغ بخدا خسته ام ازاین همه حادثه ساعقه بودن درباد... ************************ نمیدونم چی شد ک اینجوری شد نمیدونم چند روزی نیستی پیشم اینارومیگم که فقط بدونی دارم یواش یواش دیوونه میشم تاکی بایدبه عشق دیدن دوباره تو کوچهاخسته بشم بمیرم تاکیباید دنبال تو بگردم ازکی باید سراغتو بگیرم قرارنبوووووود چشمای من خیس بشه قرار نبووووودهرچی قرار نیست بشه قرار نبووووود دیدنت ارزوم شه قرار نبود ک اینجوری تموم شه قرارنبود منتظرت بمونم قرارنبود بریو برنگردی ازاولش کنار من نبودی اخرشم کارخودت روکردی...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 13:51 توسط nazi |
|
|
خدایا...
ان که درتنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت تودرتنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار. ان باتوگفتم حذرازعشق؟ندانم سفرازپیش تو؟هرگزنتوانم،نتوانم روزاول که دل من به تمنای توپرزد چون کبوترلب بام تونشستم توبه من سنگ زدی!من نرمیدم نه گسستم بازگفتم که توصیادیو من اهوی دشتم تابه دام تودرافتم همه جا گشتموگشتم حذرازعشق،ندانم،نتوانم...
من فقط عاشق اینم حرف قلبت بدونم الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمی تونم من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری دو سه روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم اینقدر زنده بمونم تا بجای تو بمیرم من فقط عاشق اینم روزایی که با تو تنهام کارو بار زندگیمو بزارم برای فردام عاشق اون لحظه ام که پشت پنجره بشینم حواست به من نباشه دزدکی تو رو ببینم من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم اینقدر زنده بمونم تا بجای تو بمیرم ...
زلال باش...زلال، فرقی نمیکندکه گودال کوچکی باشی یادریای بیکران،زلال که باشی،اسمان درتو پیداست
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 21:41 توسط nazi |
|
|
کسی راکه دوست داری،دوستت ندارد
وکسی که تورادوست دارد،تودوستش نداری اماکسی که تودوست داری واوهم دوستت دارد به رسم وایین زندکانی به هم نمیرسید واین رنج است... زندگی یعنی این" "دکترشریعتی"
یارب چو بکندی ریشه بختم زبیخ کوبیدی غم و غربت و فقر به فرقم چو میخ
گفتم : تو شيرين منی گفتا : تو فرهادی مگر؟ گفتم : خرابت می شوم گفتا : تو آبادی مگر؟ گفتم : ندادی دل به من گفتا : تو جان دادی مگر؟ گفتم : ز كويت می روم گفتا : تو آزادی مگر؟ گفتم : فراموشم نكن گفتا : تو در يادی مگر؟
گر شکوه پروانه را ندیده بودم
و فکر می کردم دنیا
حالا که پروانه ام
راحت بخواب ای شهر آن دیوانه مرده است در پیله ابریشمش پروانه مرده است در تنگ دیگر شور دریا غوطه ور نیست آن ماهی دلتنگ خوشبختانه مرده است یک عمر زیر پا لگد کردند او را حالا که روی شانه میگیرند مرده است گنجشکها از شانه هایم برنخیزید روزی درختی زیر این ویرانه مرده است دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش آن شمع را خاموش کن پروانه مرده است
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 21:5 توسط nazi |
|
|
باز یار همیشگیم اومد پیشم باز اونی که هرشب بام بود برگشته راه دور نرین اون غمه... اون تنهاییه.. اون... شایدم ما عشقو اشتباه گرفتیم وهنوز معنیشو نفهمیدیم.. باورم نمیشه ازهم دورشدیم یه حسی میگه برگرد پیشش ولی یه حسی میگه بزار تنها بمونی شاید واسه هردومون جدایی بهتر باشه. سلام به همه دوستای گلم من که خوب نیستم شایدم باشم نمیدونم چه حالی دارم ولی شما که حتما خوبین ببخشید دیر اومدم خودتون میدونین فصل امتحانابود ولی خوب دادمشون پیشتون میام بای بای فعلا
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 21:15 توسط nazi |
|
|
تولدت مبارک |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 0:1 توسط nazi |
|
باغ خوبه ، نه بی گل چشم خوبه ، نه بی نور دوست خوبه ، نه بی وفا زندگی خوبه ، نه بی صفا عشق خوبه ، نه بی معشوق من خوبم ، نه بی تو !
رفیق من سنگ صبور غم هـــــــــــــــــــــــــــــــــا ******** ديشب دوباره ياد تو . . .
ديشب دوباره حس تو . . . ديشب دوباره مي . . . ديشب دوباره دل . . . ديشب دوباره تو . . . ديشب دوباره مست . . . ديشب دوباره درد . . . ديشبب دوباره . . . .من ! ديشب باياد تو و حس تو درد مستيم را راندم . . . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 19:1 توسط nazi |
|
|
گویندغروب جایست که اسمان زمین را میبوسد
پس من امشب برایت غروب میکنم کجایی؟؟ اسمان من...
نمیدونم ازکجابگم؟ نمیدونم ازکجاشروع کنم؟ نمیدونم چی شدکه نگام به نگاه مهربونت گره خورد؟ نمیدونم چی شدکه رگهامون بهم گره خوردند؟ نمیدونم چی شدقلبامون یکی شدن؟ نمیدونم چی شدکه فهمیدم،میتونیم مال هم باشیم؟ نمیدونم... فقط میدونم توقشنگترین گلستان زندگی من شدی
امشبم در سینه باشد دردی بی درمان عشق
با سر سودا زده می ایم از میدان عشق گوشه ی تنهایی و چشمان گریان تا سحر می نشینم تا دهم جان در ره فرمان عشق چون رها سازم دل دیوانه از زنجیر مهر هر کجا باشم اسیرم در ید سلطان عشق گر چه کرده ست پایمالم دل تمنایش کند چون هنوزم باشد دل بر سر پیمان عشق
میدونی عشق يعنی چی؟ ....... عشق يعنی حسرت شب های گرم عشق يهنی ياد يک رويای نرم عشق يعنی يک بيابان خاطره عشق يعنی چهار ديوار بدون پنجره عشق يعنی گفتنی با گوش کر عشق يعنی ديدنی با چشم کور عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت عشق يعنی آخر خط بهشت عشق يعنی گم شدن در لحظه ها عشق يعنی ابيه بی انتها عشق يعنی يک سوال بی جواب عشق يعنی راه رفتن توی خواب ...خیلی دوست دارممممممممممممممممممممممم
منتظر باش... اما متوقف نباش...... تامل كن .... اما معطل نكن..... سرسخت باش.... اما لجباز نباش..... سريح باش ..... اما گستاخ نباش... بگوآره .....نگو حتما....... بگو نه........نگوهرگز....... بگو برات ميمونم................... نگو برات ميميرمم..... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 21:38 توسط nazi |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام او که موسیقی کیهانی را عاشقانه می نوازد
مراقب باشيد چه آرزوئي مي کنيد ممکن است به آن برسيد دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهمد.I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you --------------------------- عشق يعني يك سلام و يك درود عشق يعني درد و محنت در درون عشق يعني يك تبلور �ك سرود عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني يك شقايق غرق خون عشق يعني زاهد اما بت پرست عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني همچو يوسف قعر چاه عشق يعني بيستون كندن بدست عشق يعني آب بر آذر زدن عشق يعني چون محمد پا به راه عشق يعني عالمي راز و نياز عشق يعني با پرستو پرزدن عشق يعني رسم دل بر هم زدن عشق يعني يك تيمم يك نماز عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشك حسرت ر�ختن عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني مستي و ديوانگى عشق يعني خون لاله بر چمن عشق يعني شعله بر خرمن زدن عشق يعني آتشي افروخته عشق يعني با گلي گفتن سخن عشق يعني معني رنگين كمان عشق يعني شاعري دلسوخته عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني سوز ني آه شبان عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحطه هاي ناب ناب عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هر چه بيني عكس يار عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني با جهان بيگانگى --------------------------- هرگز دلم نخواست بگویم: هرگز مرگ از طنین هرگز میزاید اما همیشه از ریشه همیشه می اید رفتن همیشه رفتن حتی همیشه در نرسیدن رفتن (قیصر امین پور) --------------------------- |
|
RSS
|